|
گناه سیلی به صورت امام زمان است
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 21:59  توسط سجاد شریفات
|
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 21:45  توسط سجاد شریفات
|
نام زيبا يت را در قلبم حك كرده و هرگز نمي گذارم گرد و غبار دوريت آن را
كهنه كند.
نامت در قلبم ميماند تا بيايي. چه خوب است كه شاپرك دلم به سوي گلستان
وجود تو به پروازدر آيد.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 20:45  توسط سجاد شریفات
|
دليل تولد امام زمان (عليه السلام):به چه دليل امام زمان (عليه السلام) متولد شده اند؟ عقيده به مهدويت و منجى جهانى در اسلام امرى مسلم است و در ديگر اديان هم وجود دارد; اما به چه دليل حضرت مهدى (عليه السلام) متولد شده اند، نه اين كه در آخرالزمان به دنيا خواهند آمد؟ دليل عقلى و نقلى قطعى داريم بر اين كه حضرت مهدى (عليه السلام) قبل از شهادت پدر بزرگوارشان امام حسن عسكرى (عليه السلام)، متولد شده اند: 1 ـ دليل عقلى: با توجه به سه مطلب ذيل عقل هر انسان منصفى حكم مى كند به اين كه امام زمان (عليه السلام) متولد شده و هم اكنون زنده هستند: الف) در علم كلام به اثبات رسيده كه «هيچ گاه زمين نمى تواند از حجت الهى، خالى باشد.» در روايات هم به اين مطلب تصريح شده است، در روايت است «لو بقيت الارض بغير امام لساخت» اصول كافى، ج 1، ص 179. اگر زمين بدون امام باشد، فرو مى رود و نابود مى شود. ب) در علم كلام ثابت شده است «كه امامان معصوم بعد از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) دوازده نفر بيش تر نيستند و همگى از خاندان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى باشند.» روايات هم در اين مورد فراوان است. ج) «يازدهمين امام معصوم ـ حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) ـ در سال 260 هجرى قمرى در شهر سامرا به شهادت رسيدند،» اين از مسلمات تاريخ است. نتيجه ى اين سه مقدمه اين است كه حضرت مهدى (عليه السلام)، قبل از شهادت امام حسن عسكرى (عليه السلام) تولد يافته و به مقام رفيع امامت رسيده اند، و گرنه زمين از حجت و امام خالى خواهند ماند. 2 ـ دليل نقلى: الف) روايات: در روايات آمده است كه حضرت مهدى (عليه السلام)، نهمين فرزند امام حسين (عليه السلام) است، ششمين فرزند امام جعفر صادق (عليه السلام) است، پنجمين فرزند امام موسى بن جعفر (عليه السلام) است، چهارمين فرزند امام رضا (عليه السلام) است، سومين فرزند امام محمد تقى (عليه السلام) است، و فرزند امام حسن عسكرى (عليه السلام)است. مجموع اين روايات بيش از 780 مورد است. از مجموع اين روايات استفاده مى شود كه حضرت مهدى (عليه السلام) متولد شده اند، زيرا حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) در سال 260 هجرى قمرى به شهادت رسيدند. ب) نقل تاريخى: مورخان شيعه و سنى جريان تولد حضرت مهدى (عليه السلام) و زمان و مكان آن را ضبط كرده اند. مروج الذهب، ج 4، ص 199 ـ ينابيع المودة، ج 3، ص 114. ج) ملاقات حضرت: از زمان تولد حضرت مهدى (عليه السلام) تا اين زمان، افراد زيادى حضرت را ملاقات كرده اند، مانند: حكيمه خاتون ـ عمه ى امام حسن عسكرى (عليه السلام)ـ كه شب تولد حضرت در خانه ى امام حسن عسكرى (عليه السلام) بودند و جريان تولد را شاهد بودند. ينابيع المودة، ج 3، ص 114. غيبت شيخ طوسى، ص 141. ابو نصر خادم، حضرت مهدى (عليه السلام) را در گهواره ملاقات نموده است. كشف الغمه، ج 2، ص 499 و اثبات الهداة، ج 7، ص 344. سعدبن عبدالله قمى در زمان حيات امام حسن عسكرى (عليه السلام) با جمعى براى زيارت امام حسن (عليه السلام)به سامرا رفتند، در طرف راست امام كودكى را مشاهده نمودند كه مانند ماه درخشان بود. پرسيدند: اين كيست؟ فرمود: «مهدى قائم آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)است.» الزام الناصب، ج 1، ص 342. در زمان غيبت هم افراد زيادى حضرت را ملاقات كرده اند، كه در خصوص ملاقات با حضرت كتاب هايى نوشته شده است.بنابراين حضرت متولد شده اند و گرنه ملاقات با ايشان معنا نخواهد داشت.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 20:37  توسط سجاد شریفات
|
داستان تولد امام زمان (عليه السلام):امام زمان (عليه السلام) در چه شرايطى و چگونه متولد شدند؟ شرايط زمان تولد امام زمان (عليه السلام) شرايط عادى نبود، زيرا طبق روايات منقول از پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) مهدى آل محمد (عليه السلام)ـ آن كه ستمگران را نابود و زمين را پر از عدل و داد مى كند ـ فرزند امام حسن عسكرى (عليه السلام) است. از اين رو دستگاه خلافت عباسى امام حسن عسكرى (عليه السلام) را در شهر سامرا تحت نظر داشت، و منتظر بود تا اگر فرزندى از ايشان به دنيا آيد، او را بكشد، همان گونه كه فرعون، در كمين بود تا اگر حضرت موسى (عليه السلام) به دنيا آيد، او را به قتل برساند. در اين شرايط خفقان و غير عادى، حضرت مهدى (عليه السلام) مخفيانه به دنيا آمدند. جريان تولد حضرت را حكيمه خاتون، دختر امام جواد (عليه السلام) و عمه ى امام حسن عسكرى (عليه السلام) اين گونه بازگو كرده است: «ابو محمد امام حسن عسكرى (عليه السلام)شخصى را دنبال من فرستاد كه امشب ـ شب نيمه ى شعبان ـ براى افطار نزد ما بيا، زيرا خداوند امشب حجتش را آشكار مى كند. پرسيدم اين مولود از چه كسى است؟ حضرت فرمود: از نرجس خاتون. عرض كردم: من در نرجس خاتون آثار باردارى نمى بينم حضرت فرمود: موضوع همين است كه گفتم. من در حالى كه نشسته بودم، نرجس آمد و كفش مرا از پايم بيرون آورد و فرمود: بانوى من حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوى من و خانواده ام هستى. او از سخن من تعجب كرد و ناراحت شد و فرمود: اين چه سخنى است؟ گفتم: خداوند در اين شب به تو فرزندى عطا مى كند كه سرور و آقاى دنيا و آخرت خواهد شد. نرجس خاتون از اين سخن من خجالت كشيد. بعد از افطار و نماز عشا به بستر رفتم. چون پاسى از نيمه ى شب گذشت، برخاستم و نماز شب را به جا آوردم، بعداز تعقيب نماز به خواب رفتم و دوباره بيدار شدم. در اين هنگام، نرجس نيز بيدار شد و نماز شب را به جا آورد. سپس از اتاق بيرون رفتم، تا از طلوع فجر باخبر شوم; ديدم فجر اول طلوع كرده و نرجس در خواب است. در اين حال، به ذهنم خطور كرد كه چرا حجت خدا آشكار نشد؟! نزديك بود شكى در دلم ايجاد شود كه ناگهان حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) از اتاق مجاور صدا زدند: اى عمه! شتاب مكن كه موعود نزديك است. من مشغول خواندن سوره «الم سجده» و «يس» شدم. در اين هنگام ناگهان نرجس خاتون با ناراحتى از خواب بيدار شد. من او را به سينه چسباندم و نام خدا را بر زبان جارى كردم. امام حسن عسكرى (عليه السلام) فرمود: سوره ى قدر را برايش بخوان. آن سوره را خواندم و از نرجس پرسيدم: حالت چطور است؟ گفت: آنچه مولايت فرموده بود ظاهر شد. من دوباره سوره ى قدر را خواندم. كودك نيز در شكم مادر، همراه من سوره ى قدر را خواند كه من ترسيدم. در اين هنگام پرده ى نورى ميان من و او كشيده شد، ناگاه متوجه شدم كودك ولادت يافته است. چون جامه را از روى نرجس برداشتم، آن مولود سر به سجده گذاشته و مشغول ذكر خدا بود. هنگامى كه او را برگرفتم، ديدم پاك و پاكيزه است. در اين موقع حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) صدا زدند: عمه! فرزندم را نزد من بياور. وقتى نوزاد را نزد حضرت بردم، وى را در آغوش گرفت، و بر دست و چشم كودك دست كشيد و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و فرمود: فرزندم! سخن بگو! پس آن طفل گفت: «اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمداً رسول الله» پس از آن به امامت اميرالمؤمنين (عليه السلام) و ساير امامان معصوم (عليهم السلام) شهادت داد و چون به نام خود رسيد فرمود: «اللهم انجزلى وعدى و اتمم لى امرى و ثبت و طأتى واملاء الارض بى عدلا و قسطاً» «پروردگارا! وعده ى مرا قطعى گردان و امر مرا به اتمام رسان، و مرا ثابت قدم بدار، و زمين را به وسيله ى من از عدل و داد پر كن.» در روايت ديگرى آمده است: چون حضرت مهدى (عليه السلام) متولّد شد، نورى از او ساطع گرديد كه به آفاق آسمان پهن شد، و مرغان سفيد را ديدم كه از آسمان به زير مى آمدند و بال هاى خود را بر سر و روى و بدن آن حضرت مى ماليدند و پرواز مى كردند. پس امام حسن عسكرى (عليه السلام) مرا آواز داد كه اى عمه! فرزند را برگير و نزد من بياور، چون برگرفتم، او را ختنه كرده و ناف بريده و پاك و پاكيزه يافتم و بر ذراع راستش نوشته شده بود: «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقاً» بحارالانوار، ج 51، ص 19، منتهى الامال، ج 2، ص 285، غيبت شيخ طوسى ص 141.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 20:35  توسط سجاد شریفات
|
ويژگيهاى حكومت امام زمان (عليه السلام):حكومت جهانى حضرت مهدى (عليه السلام) چه ويژگيهايى دارد و امام زمان (عليه السلام) چند سال حكومت مى كنند؟ بعد از آنكه مصلحت الهى اقتضاء كرد امام زمان (عليه السلام) از پرده غيبت بيرون مى آيند، دشمنان و ستمگران در مقابل آنحضرت به صف آرايى مى پردازند و جنگهاى سختى پيش مى آيد كه به لطف خداوند و همّت پيروان صديق و وفادارشان آن حضرت در همه وقايع عليرغم تحمّل رنجهاى فراوان به پيروزى نائل مى شوند و حكومت عدل الهى را تأسيس مى نمايند كه در توصيف آن، ام السلمه از پيامير اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)نقل مى كند: كه در سايه حكومت حضرت مهدى (عليه السلام) چنان عدالتى در جامعه مستقر مى شود كه زنده ها آرزو مى كنند اى كاش مرده ها زنده مى بودند و از آن عدالت بهره مند مى گشتند. و در مورد ديگر ضمن اشاره به اين حقيقت كه حضرت مهدى (عليه السلام) بر دلهاى مردم حكومت خواهند كرد مى فرمايند: شما را به مهدى، مردى از قريش بشارت مى دهم كه ساكنان آسمان و زمين از حكومت و فرمانروايى او خشنودند ... در دوره حكومت آن حضرت زمين بركات خود را به روى مردم مى گشايد، امنيت بر همه جوامع حاكميت پيدا مى كند، تعليم و تربيت و علم و دانش پيشرفت فوق العاده اى پيدا مى كند، در روابط اجتماعى صفا و صميميّت رواج مى يابد و ... حضرت كوفه را پايتخت حكومت خود بر مى گزينند و حتى امام صادق (عليه السلام) مى فرمايند: مسجد سهله خانه امام (عليه السلام) خواهد بود يعنى حضرت با خانواده اش در آنجا سكونت خواهند داشت. در زمينه مدّت حكومت آن حضرت اقوال متفاوتى در روايات وارد شده است; در برخى از روايات مدت حكومت امام زمان(عليه السلام)هفت سال، در برخى ديگر هشت سال و در بعضى ده و بيست و يا حتى هزار سال ذكر شده است كه جمع نمودن بين اين روايات گفته اند سالهاى آن زمان با سالهاى رايج در زمان ما فرق خواهد داشت، چنانكه در بعضى از روايات آمده است كه حكومت حضرت هفت سال است و هر سال آن به مقدار ده سال از سالهاى شماست. علامه مجلسى در بحارالانوار درباره اختلاف اين روايات مى نويسند: برخى روايات بر تمام مدت حكومت دلالت دارد، برخى بر مدت ثبات و استقرار حكومت، بعضى بر طبق سالها و روزهايى است كه ما با آن آشنائيم و بعضى احاديث ديگر بر طبق سالها و ماه هاى روزگار حضرت است كه طولانى خواهد بود و ... بااين همه آنچه مسلم است دوره حكومت آنحضرت كوتاه نخواهد بود زيرا با توجه به زحمات فراوانى كه انبياء و ائمه(عليها السلام)در طول تاريخ كشيده اند بعيد است نتيجه اش ايجاد يك حكومت 7 يا 8 ساله باشد، آنهم با اين همه روايات و توصيفاتى كه درباره آن حكومت جهانى از آدم تا خاتم نقل شده است; بهرحال مدّت اين حكومت به اندازه اى خواهد بود كه طعم عدالت به ذائقه بشريت چشانده مى شود و آنان بعد از تحمل قرن ها بى عدالتى و ستم، به يك جامعه جهانى عادلانه دست مى يابند كه مسائلى همچون اقتصاد، بهداشت، امنيت، دانش و صنعت، كشاورزى و ... در حدّ بسيار بالايى از سلامت و رشد و ترقى برخوردار خواهد بود.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 17:15  توسط سجاد شریفات
|
تعجيل ظهور:چه چيزهايى موجب نزديكتر شدن ظهور امام زمان (عليه السلام) مى شود؟ زمان ظهور امام زمان (عليه السلام) را خدا مى داند و ما در حالى كه بايد زمينه هاى نزديكتر شدن ظهور را فراهم كنيم، نبايد در ظهور تعجيل نمائيم. در دعايى كه در غيبت امام زمان (عليه السلام) آمده مى خوانيم: «انت العالم غير المعلّم بالوقت الذى فيه صلاح امر و ليك فى الاذن له باظهار امره و كشف سرّه فصبرنى على ذلك حتى لا احب تعجيل ما اخرّت ولا تأخير ما عجلت( [35] )» اى خدا تو دانايى ـ بدون معلم و بدون آنكه كسى به تو خبر داده باشد ـ به وقتى كه در آن صلاح ولىّ تو باشد كه به او اجازه دهى براى آشكار كردن امرش و برطرف كردن پرده او، پس مرا صبر عطا كن تا نخواهم تعجيل آنچه را تأخير نمودى و نه تأخير آنچه را تعجيل كنى. امام زمان (عليه السلام) براى برقرارى عدالت در سراسر جهان، ايجاد حكومت واحد جهانى، برافراشتن پرچم توحيد در تمام مناطق كره زمين و حاكميت دين اسلام بر تمامى اديان، ظهور و قيام خواهند فرمود و هر آنچه زمينه تحقق اين اهداف بلند را آماده سازد، موجب نزديكى ظهور حضرت مى شود. پس برقرارى حكومت اسلامى در جامعه به تحقق اهداف قيام حضرت مهدى (عليه السلام) كمك مى كند و زمينه اى براى ظهور خواهد بود و در نزديكى ظهور نقش دارد. يكى ديگر از نكاتى كه نقش بالايى در نزديكى ظهور دارد، دعا براى فرج امام زمان (عليه السلام) است. در توقيعى كه از ناحيه مقدسه توسط «محمد بن عثمان» صادر شده است، امام زمان (عليه السلام) مى فرمايند: «اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم( [36] )» براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، كه در آن فرج شما هم هست. در مورد فرج دعاهاى متعددى در كتب ادعيه (مفاتيح الجنان) آمده است. پس نه تنها بايد براى تعجيل فرج دعا كرد، بلكه زياد بايد دعا نمود، كه دعا موضوعيت دارد و در تعجيل فرج نقش دارد، چون دعا يكى از مقدرات الهى است كه در تغيير قضاى الهى تأثير مى گذارد، در روايتى كه از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است، حضرت مى فرمايند: «الدعاء يردّ القضاء بعد ما ابرم البراماً فاكثر من الدعاء»( [37] ) دعا قضاى حتمى را بر مى گرداند، پس زياد دعا كن.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 17:13  توسط سجاد شریفات
|
تبيين طول عمر امام زمان (عليه السلام):مسأله طول عمر امام زمان (عليه السلام) از چه راههايى قابل تبيين است؟ بنابر اعتقاد شيعه هيچگاه زمين از حجت خالى نيست، چه آن حجت ظاهر باشد يا غائب. آخرين حجت الهى در روى زمين حضرت مهدى (عليه السلام)است كه از ديدگان غائب است; ايشان در سال 255 ق متولد گشته اند، تا اين زمان زنده هستند و در پس پرده غيبت به سر مى برند تا آنگاه كه شرائط و زمينه ظهور و تشكيل حكومت جهانى آماده شود و به اذن و اراده الهى، حضرت ظاهر شوند و جهان را پر از عدل و داد نمايند. براى تبيين عمر طولانى حضرت راههاى گوناگونى وجود دارد: 1 ـ قدرت نامحدود الهى: خداوند تعالى داراى قدرت مطلق و نامحدود است و بر هر چيز قادر و توانا است «ان الله على كل شىء قدير»( [38] ) خدايى كه انسان را از هيچ آفريد، هرگاه اراده كند، مى تواند سالها و قرنها يك انسان را زنده نگه دارد و اراده الهى بر اين تعلق گرفته است كه زمين از حجت خالى نباشد و امام زمان (عليه السلام) تا آماده شدن جهان براى تشكيل حكومت جهانى و برقرارى حكومت جهانى و عدل و داد در جهان، زنده باشند. 2 ـ يافته هاى علمى: در علم طب و فيزيولوژى به اثبات رسيده است كه اگر كسى از جهت تركيبات جسمانى در كمال اعتدال باشد، اعضاى اصلى بدنش مانند: قلب، اعصاب، كليه، كبد، مغز، معده و همه نيرومند و سالم باشند، تمام دستورات بهداشتى را بداند و مراعات كند، خواص و آثار خوردنى ها و نوشيدنى ها را بداند، از مفيد آنها استفاده كند و از زيان بخش آنها خوددارى نمايد، تا ميكروبها و عوامل توليد آنها را بشناسد، از طريق پيشگيرى امراض بالاخص پيرى و مرگ آگاه باشد، از سموم آگاهى كامل داشته باشد و از آنها اجتناب كند، احتياج هاى ضرورى بدن را از جهت غذا او اقسام ويتامين تأمين كند، از پدر و مادر و اجداد مرضى را به ارث نبرده باشد، از اخلاق زشت و اضطراب روح كه سبب فرسودگى اعصاب و مغز و مولّد كثيرى از امراض هستند منزه باشد، تمام اخلاق نيك كه آسايش بخش روح و جسم هستند در او جمع باشدو علاوه به تمام اينها، مدبر تركيب جسمانى او، روحى باشد در حد اعلاى كمال انسان، چنين فرد ممتازى استعداد آن را دارد كه چندين برابر افراد متعارف نوع خود بلكه هزاران سال زندگى كند، امام زمان (عليه السلام) تمام اين شرائط و زمينه هاى را براى طول عمر دارند. 3 ـ معمّرين در طول تاريخ: در طول تاريخ افراد زيادى وجود داشته اند كه عمرهاى طولانى نموده اند مانند حضرت آدم 930 سال، شعيب 912 سال، انوش 960 سال، لوط 732 سال، ادريس 300 سال، نوح بيش از 950 سال، كيومرث 1000 سال، عاد 1200 سال. گر چه ممكن است برخى از اين موارد خالى از مبالغه نباشد ولى عمر حضرت نوح (عليه السلام) نص صريح قران است كه 950 سال مدت نبوت ايشان بود.( [39] ) پس اينگونه نيست كه عمر طولانى در تاريخ وجود نداشته و امام زمان (عليه السلام) در اين مورد منحصر به فرد باشند. بنابراين عمر طولانى هم در تاريخ واقع شده است و هم از نظر قدرت الهى و يافته هاى علمى امرى ممكن است.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 17:11  توسط سجاد شریفات
|
زن و فرزند داشتن امام زمان (عليه السلام):آيا امام زمان (عليه السلام) زن و فرزند دارد؟ در زمينه ى همسر و فرزند داشتن امام زمان (عليه السلام) به دو دسته از روايات بر مى خوريم بر اساس اين دو دسته از روايات گروهى معتقدند كه امام زمان (عليه السلام)همسر و فرزندانى در دوره ى غيبت دارند، و بر طبق بخش ديگرى از روايات عده اى معتقد شده اند امام زمان (عليه السلام)زن و فرزند داشتن شان متيقن نيست. آن كسانى كه مى گويند امام زمان (عليه السلام) زن و فرزند دارند به سه دليل تمسك جسته اند: 1 ـ قواعد كلى: يعنى بر طبق احكام اسلام يكى از سنت هاى مهم پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) ازدواج است كه امام زمان (عليه السلام) به رعايت سنت هاى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)از همه مردم اولى است. 2 ـ روايات: به عنوان مثال سيد بن طاووس در جمال الاسبوع مى فرمايد: روايتى با سندهاى متصل يافتم كه حضرت ولى عصر (عليه السلام) را اولاد بسيارى است در شهرهاى كرانه ى دريا كه آن ها هركدام والى و حاكم اند ... 3 ـ دعاها: در برخى از دعاها نامى از فرزند امام زمان (عليه السلام) به ميان آمده است مثل يا مولاى يا صاحب الزمان صلوات الله عليك وعلى آل بيتك ... على اهل بيتك ... روى هم رفته اين موارد به زن و فرزند داشتن امام زمان (عليه السلام) دلالت دارند. مرحوم كفعمى در كتاب مصباح نقل كرده است كه بر طبق روايتى همسر آن حضرت از نسل عبد العزّى پسر عبدالمطلب مى باشد ... 1 ـ لازم به تذكر است كه به روايات مذكور از جهات مختلفى ايرادهايى وارد كرده اند كه در اين باره به كتاب يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان (عليه السلام) صفحه 141 و 142 و 143 مراجعه كنيد. در مقابل دلايلى هم اقامه شده است كه آن حضرت حداقل هم اكنون فرزندى ندارد از جمله آنها است روايتى كه مسعودى از على بن ابى حمزة ابن السّراج و ابن سعيد مكارى نقل مى كند كه آن دو مى گويند به خدمت امام رضا (عليه السلام)رسيديم على بن ابى حمزه عرض كرد «از پدرانت روايت كرده ايم كه امام از دنيا نمى رود تا فرزندش را ببيند.» حضرت فرمودند: «آيا در اين حديث روايت كرده ايد الاّ القائم» عرض كردند: «بلى»، يا در روايت ديگر دارد: امامى وجود ندارد مگر اين كه فرزندى دارد جز امامى كه حسين (عليه السلام) براى او از قبر بيرون مى آيد او فرزند ندارد و ... به هر حال اگر چه همسر و فرزند داشتن آن حضرت محتمل است، اما در بررسى اخبار و احاديث وارده روايت معتبرى كه موجب اطمينان باشد به چشم نمى خورد، يا در عين حال نه زن و فرزند داشتن و نه زن و فرزند نداشتن هيچ كدام با احكام اسلام منافاتى ندارد; چرا كه نكات منفى ترك تأهل به جهت برخوردارى امام (عليه السلام) از نيروى عصمت متوجه امام (عليه السلام)نمى باشد. در مورد خصوصيات خاص و دقيق همسر و تعداد فرزندان مطلبى خاص در روايات به چشم نمى خورد.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 17:8  توسط سجاد شریفات
|
هنگامی که حضرت قائم (عج) قیام کنند، جهان دگرگون خواهد شد، و از مسیر این دگرگونی و تحوّل آثار و نتایجی باقی خواهد ماند که ثمره ی دلنشین آن کام همگان را شیرین خواهد کرد. از جمله ثمرات آن، می توان به این موارد اشاره کرد: 1- جهان بافروغ جمال آرایش منوّر گردد. 2- ثروت به طور مساوی تقسیم شود. 3- جهان در آسایش و آرامش بی نظیر قرار گیرد. 4- امّت اسلامی مجد و عظمت فوق العادّه ای پیدا کند. 5- همه ی بدعتهای جاهلی ریشه کن شود. 6- حسد و حیله از بین برود. 7- همه بی نیاز شوند و از پذیرش پول امتناع کنند. 8- همه ی شیعیان جهان از اقطار و اکناف جهان در اطراف شمع وجودش گرد آیند. 9- هر حقّی به صاحب حق بر گردد. 10- در روی زمین ویرانه ای نمی ماند جز اینکه آباد گردد و ...
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 17:3  توسط سجاد شریفات
|
جزيره ی خضراء:مكان زندگى امام زمان (عليه السلام) كجاست؟ و آيا جزيره خضراء صحت دارد و با مثلث برمودا چه ارتباطى دارد؟ محل زندگى آن حضرت تعيين نشده است، و شايد مسكن معينى نداشته باشد و به طور ناشناس در بين مردم زندگى كند، شايد هم نقاط دور افتاده اى را براى زندگى انتخاب كرده باشد. در احاديث وارد شده است كه در موسم حج حاضر مى شود و اعمال حج را به جا مى آورد، او مردم را مى شناسد اما مردم او را نمى شناسند.( [1]- بحارالانوار، ج 52، ص 152، به نقل از دادگستر جهان.) اما در مورد «جزيره ى خضرا» مطالب زيادى نقل شده است و در بين علماى بزرگ و صاحب نظر در اين مسأله اختلافاتى وجود دارد. نتيجه ى جمع بندى ها اين مى شود كه اين مسأله مورد اتفاق همه نيست، زيرا طبق حكايت جزيره ى خضرا ـ كه از فردى به نام على بن فاضل مازندرانى نقل شده است ـ امام زمان (عليه السلام)اولادى دارند كه در جزاير درياى سفيد (بحر الابيض) زندگى مى كنند و با سيد شمس الدين كه خود را از فرزندان امام (عليه السلام)معرفى مى كند ديدار مى نمايد و ... اصل اين حكايت در بحارالانوار، ج 52، ص 159 تا 174 آمده است. در هر حال دسته اى از علما آن حكايت را صحيح و معتبر دانسته، و عده اى ديگر آن را مجعول و خالى از حقيقت مى دانند و هر دسته براى ادعاى خود دلايلى ذكر مى كنند; عمده ى دلايل مخالفين آن است كه اولا: اين حكايت سند صحيحى ندارد لذا نمى توان آن را پذيرفت. ثانياً: در متن حكايت تناقضاتى به چشم مى خورد از جمله اين كه فردى به نام سيد شمس الدين خود را نايب خاص امام زمان (عليه السلام) معرفى مى كند و مى گويد: من آن حضرت را اصلا نديده ام، بعد در جاى ديگر خود سيد شمس الدين مى گويد: من هر روز صبح جمعه براى زيارت امام زمان (عليه السلام) به آن كوه مى روم ... ثالثاً: در حكايت مزبور ادعا مى شود كه در قرآن تحريفاتى واقع شده است، كه اين حرف با اصول اعتقادى اغلب مسلمانان بويژه شيعيان همخوانى ندارد. رابعاً: در لابه لاى مباحث اين حكايت احكامى ذكر شده است كه با اعتقادات و احكام فقهى فقهاى شيعه مخالفت دارد. به عنوان مثال: در طى اين حكايت خمس مباح دانسته شده است يعنى پرداخت خمس براى شيعيان لازم نيست، در حالى كه كسى اين مطلب را بيان نمى كند و ... از طرف ديگر كسانى هم خواسته اند جزيره ى خضرا را همان مثلث برمودا معرفى كنند كه اين موضوع با حوادثى كه بعدها رخ داده تكذيب شده است. در اين باره كتاب هاى مفيدى تنظيم و منتشر شده است كه به نقد و بررسى اين مسأله پرداخته اند. به عنوان مثال مى توان به كتاب «جزيره ى خضرا، افسانه يا حقيقت» نوشته ى سيد جعفر مرتضى عاملى، ترجمه ى ابوالفضل طريقه دار، و يا به كتاب «جزيره خضراء» تأليف علي اكبر مهديپور مراجعه نمود.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 16:48  توسط سجاد شریفات
|
ملاقات با امام زمان (عليه السلام):آيا در دوره غيبت كبرى ملاقات با امام زمان (عليه السلام) ممكن است و چه افرادى و تحت چه شرايطى مى توانند حضرت را ملاقات كنند؟ با توجه به رواياتى كه در مورد ملاقات با امام زمان (عليه السلام) وارد شده است، نظر علماء بر اين است كه در دوره غيبت كبرى ملاقات با امام زمان (عليه السلام)ممكن است. و حكايت هاى زيادى كه در زمينه ديدار با امام زمان (عليه السلام) در كتاب ها نقل شده است، مؤيد امكان ملاقات با حضرت است. ديدار و رو يا رويى با حضرت به سه صورت ممكن است پيش آيد: 1 ـ ديدار حضرت با عنوان غير واقعى ايشان، به طورى كه كاملا براى ديدار كننده، نا شناس باشند. 2 ـ ديدار حضرت با عنوان حقيقى ايشان، بدون اينكه اين امر را ملاقات كننده متوجه شود ـ مگر پس از پايان ديدار ـ متوجه باشد. 3 ـ ديدار حضرت با عنوان حقيقى ايشان، و به صورت اختيارى در حالى كه ديدار كننده نيز در اثناى ملاقات متوجه اين امر باشد، اين گونه ديدار بسيار كم نقل شده است مانند ملاقات سيد بن طاووس و علامه بحرالعلوم. آرى هر شيعه پاك سرشتى مى تواند آن حضرت را ملاقات كند ولى بايد توفيق رفيقش شود، از گناهان و موارد شبهه دار و مشكوك پرهيز كرده و درون خويش را از آلودگى هاى روحى پاك كند، و از طرفى به ايمان و يقين و صفات پسنديده، انجام واجبات و مستحبات نظير استمرار بر نماز شب، زيارت عاشورا، زيارت جامعه، دعاى عهد، دعاى فرج، دعاى ندبه، زيارت آل يس و ... و ذكر حق تعالى جان خود را آراسته كرده و در رفع نيازمنديهاى مردم و اصلاح جامعه كوشا باشد، تا نور ولايت در دل او بتابد و توفيق ديدار حضرت نصيبش گردد. مشتاق ديدار امام زمان (عليه السلام) علاوه بر اينكه در خود زمينه ملاقات با حضرت را ايجاد مى كند، بايد به نكاتى چند توجه داشته باشد: الف ـ ديدار حضرت يك اصل اساسى و ضرورى نيست; يعنى اين گونه نيست كه اگر شخصى توفيق ديدار حضرت را پيدا نكرد، مورد عنايت آن حضرت نيست يا از پيروان صادق و شيعيان راستين آن حضرت محسوب نمى شود، زيرا حتى در زمان حضور پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) وائمه (عليه السلام) هم شيعيان راستينى بودند كه حتى براى يك بار توفيق ديدار نيافتند. آنچه در دوران غيبت اصل اساسى براى يك شيعه است، انتظار صادقانه، ايجاد زمينه براى ظهور حضرت و عمل به تكاليف دينى است. در روايت است كه: «هر كس با انتظار قائم (عليه السلام) از دنيا رود، همچون كسى است كه در خيمه امام زمان (عليه السلام) و در خدمت او باشد». (بحارالانوار، ج 52، ص 125) ب ـ دل خود را با نور محبت و ولايت ايشان آشنا سازد و براى اطاعت از خداوند به شدت تلاش كند و در راه تحقق اين هدف گام بردارد. ج ـ انگيزه هاى مادى و دنيا گرايانه را ترك كند. د ـ از افراط و تفريط و اقداماتى كه ضرر قطعى براى روح و جسم او دارد پرهيز كند. هـ ـ از عزلت و كناره گيرى و بى توجهى به مسئوليت هاى اجتماعى دورى گزيند. و ـ از تماس گرفتن با افرادى كه در لباس هاى گوناگون، اين ابزار مقدّس را دستمايه اهداف دنيايى خويش قرار مى دهند دورى گزيند. ز ـ از تأخير فيض ديدار به خاطر مصلحت هايى خاص و الهى نااميد نگردد.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 16:45  توسط سجاد شریفات
|
وظايف منتظران:در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) منتظران آن حضرت چه وظايفى بر عهده دارند؟ در تفكر شيعى انتظار موعود به عنوان يك اصل مسلّم پذيرفته شده، و از آن به عنوان برترين اعمال ياد شده و تأكيد شده است كه منتظر فرج باشيد و از رحمت خدا مأيوس نباشيد (به جهت طولانى شدن غيبت) چرا كه بهترين اعمال در پيش خداوند انتظار فرج است. از بررسى اخبار و روايات معصومين(عليهم السلام)وظايفى چند در عصر غيبت براى منتظران استفاده مى شود: 1 ـ شناخت حجت خدا و امام زمان (عليه السلام): مهم ترين وظيفه ى يك فرد منتظر تلاش براى كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان (عليه السلام) است; چرا كه انسان بدون شناخت امام و منزلت او نمى تواند وظيفه ى خود را در رابطه ى با او تشخيص دهد. در روايت آمده است: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية». «هر كس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.» 2 ـ تهذيب نفس و كسب فضايل اخلاقى (خود سازى فردى): منتظر واقعى هميشه در صدد كسب فضايل اخلاقى و آراسته شدن به صفات خوب انسانى است. 3 ـ تلاش براى اصلاح جامعه (خود سازى اجتماعى): تلاش براى برطرف كردن مفاسد اجتماعى از طريق امر به معروف و نهى از منكر و اهتمام براى تربيت نسل مهذّب و كارا و خلاصه آماده سازى زمينه براى ظهور امام زمان (عليه السلام)يكى از وظايف منتظر واقعى است، چون تا زمينه ى ظهور فراهم نگردد امكان ظهور امام زمان (عليه السلام)ميسر نخواهد شد. 4 ـ كسب آمادگى هاى فكرى و فرهنگى و نظامى براى يارى امام زمان (عليه السلام): چرا كه آن حضرت پس از قيام به يارانى نياز دارند كه حداقل در يكى از عرصه ها بتواند مفيد واقع گردد. 5 ـ توبه از گناهان 6 ـ اطاعت و پيروى از نايبان امام زمان (عليه السلام): همان طور كه مى دانيم در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) مردم موظفند در تمام كارها و حوادث، به توصيه ى ائمه ى اطهار(عليهم السلام)بويژه امام زمان (عليه السلام) به فقهاى جامع الشرايط ـ كه نواب عام آن حضرت هستند ـ مراجعه كنند و به احكامى كه آن ها طبق موازين شرعى صادر مى كنند، عمل نمايند. 7 ـ دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام) و تعجيل فرج ايشان: منتظر واقعى در هر صبح و شام با خلوص نيت از پيشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور امام زمان (عليه السلام)را درخواست مى نمايد. 8 ـ صدقه دادن براى سلامتى امام زمان (عليه السلام) 9 ـ انجام اعمال عبادى مانند خواندن نماز و قرآن، زيارت نمودن به نيابت از امام زمان (عليه السلام) 10 ـ توجه به اماكنى كه مورد عنايت امام زمان (عليه السلام) است نظير مشاهد مشرفه، مسجد سهله، مسجد جمكران و ... 11 ـ توسل به امام زمان (عليه السلام) و زيارت آن حضرت با زيارت ها و دعاهايى كه در كتب ادعيه مانند مفاتيح الجنان آمده و از آن جمله موارد ذيل است: الف) دعاى عهد كه هر روز صبح بعد از نماز خوانده مى شود: اللهم رب النور العظيم و رب الكرسى الرفيع ... ، ب) دعاى اللهم عرفنى نفسك فانك لم ان لم تعرفنى نفسك ... اين دعا در عصر روز جمعه خوانده مى شود، ج) دعاى كه براى برآورده شدن حاجات ذكر شده است و با اين عبارت شروع مى شود: الهى عظم البلاء و برح الخفاء ...، د) دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام): اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن ...، هـ) دعاى حضرت مهدى (عليه السلام) كه با اين عبارت آغاز مى شود: اللهم ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المصيبته ...، و) زيارت آل ياسين. جهت توضيح بيشتر به كتابهاى (وظيفة الانام) و (شيوه هاى يارى قائم آل محمد عليه السلام) مراجعه شود
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 16:43  توسط سجاد شریفات
|
آگاهى امام زمان (عليه السلام) از اعمال ما:آيا امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما آگاه هستند؟ بنابر آنچه در قرآن مجيد و روايات معصومين(عليهم السلام)آمده است، همه ى ائمه و از جمله امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما آگاه هستند. قرآن مجيد مى فرمايد: (وقل اعملوا فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون ...) سوره توبه، آيه 105. بگو: هر عملى مى خواهيد انجام دهيد، پس خدا، رسولش و مؤمنان عمل شما را مى بينند ... در رواياتى كه در تفسير آيه آمده است، گفته شده كه مراد از مؤمنان در اين آيه ائمه ى معصومين(عليهم السلام)هستند. پس اصل آگاهى امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما امرى مسلّم است، ولى چگونگى حصول اين عمل از راه هاى مختلفى است از جمله: 1 ـ خداى تبارك و تعالى به ايشان چشمى داده است كه همه چيز را مى بينند. حضرت عيسى (عليه السلام) ـ كه بعد از ظهور امام زمان (عليه السلام)مى آيد و پشت سر آن بزرگوار نماز مى خواند ـ طبق گفته ى قرآن مجيد از آنچه مردم در خانه هايشان ذخيره كرده بودند و آنچه مى خوردند خبر مى داد، بدون اين كه آن ها را در ظاهر ديده باشد سوره آل عمران، آيه 49. با توجه به اين كه مقام حضرت مهدى (عليه السلام) از حضرت عيسى (عليه السلام) بالاتر است، پس حتماً از اعمال و رفتار ما آگاهى دارد. 2 ـ ملائكه بر امام زمان (عليه السلام) نازل مى شوند و نامه ى اعمال بندگان را به حضرت مهدى (عليه السلام) عرضه مى كنند. در روايات آمده است كه هفته اى دو بار نامه ى اعمال بندگان به امام زمان (عليه السلام) عرضه مى شود. در برخى از روايات مى خوانيم كه در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه نامه ى اعمال بندگان به حضرت عرضه مى شود «ان الاعمال تعرض على النبى (صلى الله عليه وآله وسلم) فى كل اثنين و خميس فيعلمها وكذلك تعرض على الائمة (عليه السلام) فيعرفونها». بحارالانوار، ج 5، ص 329. 3 ـ ملائكه بر حضرت نازل مى شوند و اين علوم را بر ايشان القا مى كنند. غير از اين راه ها، ممكن است راه هاى ديگرى هم باشد كه ما از آن ها بى خبريم. البته اين علم و آگاهى حضرت، به اعمال و رفتار ظاهرى ما منحصر نمى شود، بلكه آن بزرگوار از نيت هاى ما هم آگاه است.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 16:39  توسط سجاد شریفات
|
سخنان حضرت آيةاللَّه مكارم شيرازى در جمع جشنواره ستاد برترينهاى فرهنگ مهدويت:
اشاره: در آستانه برگزارى نخستين جشنواره برترينهاى فرهنگ مهدويت (كتاب دهه هفتاد) مسئولان مؤسسات فرهنگى تشكيل دهنده ستاد جشنواره به حضور حضرت آيةاللَّه مكارم شيرازى رسيدند و ايشان در اين ديدار بيانات ارزشمندى ايراد فرمودند كه حيفمان آمد شما خوانندگان عزيز موعود از آن محروم شويد و آنچه در زير مىآيد متن كامل اين بيانات است.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 16:35  توسط سجاد شریفات
|
علائم و نشانه هاى ظهور امام زمان (عليه السلام) کدامند؟ علائم ظهور چيزهايى هستند كه تا واقع نشوند حضرت ظهور نمى كنند، و حدوث هر يك از آن ها گوياى آن است كه زمان ظهور نزديك شده اما دلالتى ندارد كه حضرت بعد از وقوع آن علامت، و بلافاصله ظهور مى كنند.. احاديث اهل بيت علائم ظهور را به دو دسته تقسيم كرده اند.: 1 ـ «علائم قطعى»، يعنى علائمى كه به هيچ قيد و شرطى مشروط نيست، و بايد قبل از ظهور واقع شود. اين قسم از علائم پنج مورد است: «قيام حق طلبانه مرد يمانى»، «شورش سفيانى»، «نداى آسمانى»، «فرو رفتن زمين» و «قتل نفس زكيّه.». 2 ـ «علائم غير قطعى»، يعنى حوادثى كه به طور مطلق و قطع از علائم ظهور نيستند، و تحقق آن ها مشروط به شرايطى است، و تا آن شرايط تحقق نيابد آن علائم هم تحقق نمى يابند و مصلحت در اين بوده كه به طور اجمال از علائم ظهور شمرده شوند.. علائم غير قطعى بسيار است، مقدارى از آن ها كه از طريق معتبر نقل شده باشد، قابل پذيرش است. اگر چه از امور خارق العاده باشند، و خارق العادگى آن ها به طور اعجاز واقع مى شود تا صحت ادعاى امام زمان (عليه السلام) را تأييد كنند و فوق العادگى اوضاع را به جهانيان اعلام دارند. حكم اين علائم با ساير معجزات يكسان است. براى تشخيص اعتبار علائم غير قطعى بايد به متخصصان علم حديث مراجعه شود..
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 13:15  توسط سجاد شریفات
|
|
|